پایگاه خبری حیات – شهین مردانی؛ در بررسی تجربه چهار دههای انقلاب اسلامی، نمیتوان از کنار نقش و جایگاه زن بهعنوان یکی از عوامل مؤثر در تداوم و تثبیت این حرکت تاریخی عبور کرد. زن در جمهوری اسلامی ایران، از همان سالهای نخست، حضوری فعال و معنادار در تحولات اجتماعی، فرهنگی و تاریخی داشته است؛ حضوری که نه حاصل فضاسازیهای مقطعی بوده و نه محصول نگاههای نمایشی، بلکه برآمده از یک تعریف بنیادین از انسان و نقش او در جامعه است.
در این چارچوب، زن نه بهعنوان مسئلهای حلنشده و نه بهمثابه موضوعی برای منازعات پایانناپذیر، بلکه بهعنوان یکی از پایههای شکلدهنده جامعه اسلامی مورد توجه قرار گرفته است. نگاهی که زن را دارای توان اثرگذاری واقعی میداند و بر این باور است که کیفیت حضور او در خانواده، فرهنگ و اجتماع، مستقیماً بر مسیر حرکت جامعه اثر میگذارد. از همین رو، جایگاه زن در گفتمان انقلاب اسلامی، جایگاهی فعال، مسئول و تعیینکننده تعریف شده است.
رهبر معظم انقلاب اسلامی، در تداوم این رویکرد، طی سالهای گذشته کوشیدهاند این نگاه را بهصورت منسجم و نظاممند تبیین کنند. بیانات ایشان نشان میدهد که موضوع زن، بخشی جداییناپذیر از نگاه کلان به پیشرفت، تربیت نسل و آیندهسازی انقلاب اسلامی است. در این منظومه فکری، زن ایرانی نه در حاشیه تحولات، بلکه در متن مسیر آینده قرار دارد؛ مسیری که بدون نقشآفرینی آگاهانه و هویتمند زنان، دستیابی به جامعه اسلامی پیشرفته و تمدن نوین اسلامی ممکن نخواهد بود.
زن؛ از مسئلهسازی تحمیلی تا هویتسازی تمدنی
زن در دنیای معاصر، به یکی از پرتکرارترین و در عین حال پیچیدهترین موضوعات گفتمانی تبدیل شده است. تقریباً هیچ جامعهای را نمیتوان یافت که مسئله زن در آن، بهنوعی در مرکز منازعات فکری، فرهنگی یا اجتماعی قرار نداشته باشد. با این حال، تفاوت اساسی در این است که برخی نظامهای فکری، زن را به «مسئله» تبدیل میکنند و برخی دیگر، او را بهعنوان «راهحل» میفهمند.
انقلاب اسلامی ایران از همان آغاز، نگاه متفاوتی به زن ارائه داد. نگاهی که نه مبتنی بر الگوهای وارداتی بود و نه متکی بر برداشتهای سطحی و غیرعمیق از دین. در این نگاه، زن دارای کرامت ذاتی، هویت مستقل و نقش فعال در جامعه است؛ نقشی که هم در خانواده معنا پیدا میکند و هم در عرصههای اجتماعی، فرهنگی، علمی و تاریخی.
رهبر معظم انقلاب اسلامی، بهعنوان تداومبخش گفتمان امام خمینی(ره)، طی سالهای گذشته بهطور مستمر به تبیین جایگاه زن در نظام اسلامی پرداختهاند. بیانات ایشان نشان میدهد که مسئله زن، صرفاً یک دغدغه اجتماعی یا حقوقی نیست، بلکه بخشی از پروژه کلان «تمدنسازی اسلامی» به شمار میرود.
از نگاه رهبر انقلاب، زن مسلمان ایرانی میتواند همزمان عفیف، آگاه، فعال، مسئول و اثرگذار باشد؛ بدون آنکه هویت خود را قربانی الگوهای تحمیلی یا نگاههای تقلیلگرایانه کند. الگویی که امروز نهتنها برای جامعه ایران، بلکه برای جهان معاصر نیز حرفی تازه برای گفتن دارد.
زن در منظومه فکری رهبر انقلاب؛ از مسئلهای حاشیهای تا عنصر تمدنساز
در دهههای اخیر، زن به یکی از پرکاربردترین کلیدواژهها در ادبیات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی جهان تبدیل شده است؛ اما این فراوانیِ طرح مسئله، لزوماً به معنای فهم عمیق آن نیست. در بسیاری از گفتمانهای مسلط، زن نه بر اساس واقعیتهای انسانی و اجتماعی، بلکه در چارچوب منافع، رقابتها و پروژههای فکری از پیشطراحیشده تعریف میشود. نتیجه این رویکرد، تبدیل شدن زن به سوژهای دائماً مناقشهبرانگیز است؛ سوژهای که بیش از آنکه فرصت هویتیابی پیدا کند، در معرض تفسیرها و استفادههای ابزاری قرار میگیرد.
در چنین فضایی، تفاوت نگاهها نه در میزان توجه به زن، بلکه در نوع این توجه معنا پیدا میکند. برخی جریانها، زن را نقطه بحران و تعارض میبینند و برخی دیگر، او را عاملی برای بازسازی اجتماعی و فرهنگی میدانند. انقلاب اسلامی ایران از همان ابتدا، مسیر دوم را برگزید؛ مسیری که در آن، زن نه محل منازعه دائمی، بلکه بخشی از راهحل کلان برای ساخت جامعهای متوازن و هویتمند تلقی شد.
این نگاه، نه برآمده از تقلید الگوهای بیرونی بود و نه متوقف در برداشتهای سطحی از سنت. زن در گفتمان انقلاب اسلامی، انسانی صاحب کرامت، دارای هویت مستقل و برخوردار از ظرفیت نقشآفرینی در سطوح مختلف زندگی فردی و اجتماعی تعریف شد. نگاهی که هم خانواده را کانون اصلی میدانست و هم حضور اجتماعی، علمی و فرهنگی زن را به رسمیت میشناخت.
رهبر معظم انقلاب اسلامی، بهعنوان تداومبخش این گفتمان، طی سالهای گذشته با بیاناتی منسجم و روشمند، نشان دادهاند که مسئله زن در نظام اسلامی، صرفاً یک موضوع اجتماعی یا حقوقی نیست، بلکه بخشی از طرح کلان تمدنسازی اسلامی به شمار میرود. در این چارچوب، زن مسلمان ایرانی میتواند همزمان عفیف، آگاه، فعال و اثرگذار باشد؛ الگویی که نه واکنشی است و نه شعاری، بلکه ریشه در واقعیتهای تاریخی و اجتماعی انقلاب اسلامی دارد.
در این منظومه، زن نه ابزار تبلیغاتی است و نه عنصری حاشیهنشین. زن، یکی از ستونهای اصلی جامعه اسلامی است؛ ستونی که اگر تضعیف شود، بنای فرهنگی و تمدنی جامعه نیز دچار آسیب خواهد شد. به همین دلیل است که رهبر انقلاب، مسئله زن را همواره در پیوند با مفاهیمی چون هویت، کرامت، مسئولیت و آیندهسازی مطرح میکنند.
زن و پیشرفت علمی؛ حضور گسترده، مؤثر و هویتمند
یکی از شاخصترین جلوههای زن در تراز انقلاب اسلامی، حضور گسترده و معنادار او در عرصه علم و آموزش است. رهبر انقلاب بارها از افزایش حضور زنان در دانشگاهها و مراکز علمی بهعنوان یکی از دستاوردهای مهم انقلاب اسلامی یاد کردهاند و این روند را نشانهای از اعتمادبهنفس و خودباوری زن مسلمان ایرانی دانستهاند.
امروز زنان ایرانی در طیف گستردهای از رشتهها و حوزههای تخصصی فعالاند؛ از پزشکی و پرستاری گرفته تا مهندسی، علوم پایه، علوم انسانی، آموزش و پژوهش. هزاران زن پزشک در مراکز درمانی کشور مشغول خدمتاند و نقش مهمی در ارتقای سلامت جامعه ایفا میکنند. زنان استاد دانشگاه و معلم، در تربیت نسل جوان و انتقال دانش و مهارت نقشی اساسی دارند. پژوهشگران زن نیز در مراکز تحقیقاتی، در تولید علم و حل مسائل کشور مشارکت دارند.
نکته کلیدی در نگاه رهبر انقلاب این است که این پیشرفت علمی نباید به قیمت از دست رفتن هویت انسانی و زنانه زن تمام شود. ایشان الگوی غربی را که زن را مجبور میکند برای موفقیت، از نقشهای عاطفی، خانوادگی و انسانی خود فاصله بگیرد، ناکارآمد میدانند. الگوی مطلوب از نظر رهبر انقلاب، الگویی است که زن بتواند همزمان با حفظ کرامت، عاطفه و نقشهای خانوادگی، در قلههای علمی نیز حضور داشته باشد.
نمونههای روشن این نگاه را میتوان در زنان پزشک و پژوهشگر کشور دید. برای مثال، زنان جراح و متخصص ایرانی در بیمارستانها و مراکز درمانی، نقش تعیینکننده در نجات جان بیماران و ارتقای سطح سلامت عمومی دارند. همچنین، زنانی مانند استادان دانشگاه و محققان حوزههای فناوری و علوم پایه، با اختراعات، پژوهشها و پروژههای علمی، بخشی از توسعه علمی کشور را بر عهده دارند. در عرصه آموزشی نیز، معلمان و استادان زن نهتنها دانش و مهارت را منتقل میکنند، بلکه نقش تربیتی و اخلاقی مهمی در شکلدهی شخصیت دانشآموزان و دانشجویان دارند.
این مصادیق نشان میدهد که حضور زنان در علم و آموزش، نه یک پدیده نمادین و تبلیغاتی است و نه محدود به حوزهای خاص؛ بلکه ترکیبی از پیشرفت فردی، نقشآفرینی اجتماعی و حفظ هویت زنانه است که بهصورت عملی در جامعه ما تحقق یافته است. این الگو نشان میدهد که پیشرفت علمی و هویت زنانه، نهتنها در تعارض با یکدیگر نیستند، بلکه میتوانند مکمل هم باشند.
زن و مسئولیت اجتماعی؛ مشارکت فعال و مسئولانه
در نگاه رهبر معظم انقلاب اسلامی، مشارکت اجتماعی زن امری پذیرفتهشده، ضروری و سازنده است؛ اما این مشارکت باید بر پایه آگاهی، مسئولیتپذیری و حفظ کرامت انسانی شکل بگیرد. زن مسلمان ایرانی در این منظومه فکری، نه منزوی و کنارکشیده از جامعه است و نه کنشگری که هویت خود را در تقابل دائمی با جامعه تعریف کند.
رهبر انقلاب بارها تأکید کردهاند که اسلام با حضور اجتماعی زن مخالف نیست؛ آنچه مردود است، بیهویتی و تحقیر شأن انسانی زن است. بر همین اساس، زن میتواند در عرصههای مختلف اجتماعی، فرهنگی، آموزشی و حتی مدیریتی نقشآفرینی کند، مشروط بر آنکه این حضور، هدفمند و مسئولانه باشد.
امروز مصادیق فراوانی از این نوع مشارکت را میتوان در سراسر کشور مشاهده کرد. امروز زنان در سطح کشور نقشهای متنوع و اثرگذاری دارند. زنانی که در حوزه آموزش و پرورش فعالیت میکنند، نه تنها دانش و مهارت را منتقل میکنند، بلکه به تربیت نسل آینده و شکلدهی هویت اخلاقی و فرهنگی دانشآموزان میپردازند. زنان فعال اجتماعی و کنشگر در حوزههای خیریه، مددکاری، آموزش خانواده، مدیریت فرهنگی و برنامهریزی محلی، با اقدامات خود بسیاری از مشکلات اجتماعی را کاهش میدهند و همبستگی جامعه را تقویت میکنند. برای مثال، گروههای زنان در مناطق محروم کشور، با ارائه آموزشهای فنی و مهارتی به خانوادهها و جوانان، فرصتهای اشتغال و توانمندی ایجاد میکنند؛ یا انجمنهای فرهنگی زنان که با برگزاری کارگاههای هنری، مطالعاتی و مذهبی، جریانهای فکری مثبت در جامعه شکل میدهند، مصداق عملی نقش اثرگذار زن در ساخت جامعهاند.
این مصادیق نشان میدهد که حضور اجتماعی زن در ایران، نه منفعل است و نه افراطی؛ بلکه متعادل، هدفمند و آیندهساز است. زن مسلمان ایرانی با چنین نقشآفرینی، هم به تقویت بنیان خانواده کمک میکند و هم با اثرگذاری مستقیم بر فرهنگ و اجتماع، سهم خود را در مسیر پیشرفت کشور ایفا میکند.
بسیاری از این فعالیتها بدون هیاهو و برجستهسازی رسانهای انجام میشود، اما آثار آنها در ارتقای سرمایه اجتماعی، کاهش آسیبها و افزایش همبستگی اجتماعی کاملاً مشهود است. رهبر انقلاب، این نوع حضور را نشانه بلوغ اجتماعی زن مسلمان میدانند؛ حضوری که نه منفعل است و نه افراطی، بلکه متعادل، عقلانی و آیندهساز است.
زن در تاریخ انقلاب اسلامی؛ نقشی فراتر از روایتهای رسمی
نقش زنان در تاریخ انقلاب اسلامی، نقشی عمیق، چندلایه و ماندگار است که بهگفته رهبر انقلاب، هنوز آنگونه که باید و شاید روایت نشده است. از آغاز نهضت امام خمینی(ره) تا پیروزی انقلاب، زنان همواره در متن تحولات حضور داشتهاند؛ حضوری که گاه آشکار و گاه در لایههای پنهان اما تعیینکننده بوده است.
در دوران نهضت، زنان با حضور در تظاهرات، پشتیبانی از مبارزان، حفظ انسجام خانوادهها و انتقال پیام انقلاب، نقش مهمی در تداوم حرکت مردمی ایفا کردند. زنانی که در شهرها و روستاها با فعالیتهای فرهنگی و آموزشی، پخش اعلامیهها، برگزاری کلاسهای نهضتی و حمایت از مبارزان، پیام انقلاب را منتقل میکردند. در سالهای دفاع مقدس، این نقش بهمراتب پررنگتر شد. مادران شهدا، همسران رزمندگان، پرستاران و امدادگران، هر یک بهنوعی ستونهای پنهان مقاومت بودند. آنها در دوران دفاع مقدس نیز با صبر و ایثار خود، هم فرزندان و هم جامعه را برای تحمل سختیها آماده کردند؛
پرستارانی که در بیمارستانها و خطوط مقدم جبهه مشغول امداد و مراقبت بودند، و معلمان زن که پس از جنگ نسل جدیدی از دانشآموزان و دانشجویان را با ارزشهای اسلامی و انقلابی تربیت کردند، نمونههایی روشن از اثرگذاری عملی زن در مسیر ساخت جامعه اسلامی هستند. این مصادیق نشان میدهد که حضور زن در متن تحولات، نه شعاری و نمایشی، بلکه واقعی و تعیینکننده بوده است.
این مصادیق روشن میکنند که حضور زن در تاریخ انقلاب، صرفاً یک روایت رسمی یا نمادین نیست؛ بلکه حقیقتی ملموس، اثربخش و آیندهساز است که بدون آن، درک جایگاه واقعی زن ایرانی و نقش او در ساخت تمدن نوین اسلامی ممکن نیست.
زن و آینده انقلاب؛ نقشآفرین در گام دوم
بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی، تنها یک سند ارزیابانه از گذشته نیست، بلکه نقشه راه آینده جمهوری اسلامی ایران به شمار میرود؛ آیندهای که رهبر معظم انقلاب در آن، نقش «انسانسازان» را تعیینکننده میدانند. در این میان، زن جایگاهی ویژه و غیرقابل جایگزین دارد. در نگاه رهبر انقلاب، زن نه تماشاگر تحولات آینده است و نه صرفاً مخاطب توصیهها، بلکه یکی از بازیگران اصلی ساخت آینده انقلاب اسلامی محسوب میشود.
رهبر انقلاب در تبیین افق گام دوم، بارها بر نقش زنان آگاه، مؤمن، مسئول و دارای هویت تأکید کردهاند. زنی که نسبت به زمانه خود شناخت دارد، از هویت دینی و ملی خود آگاه است و در قبال جامعه احساس مسئولیت میکند، میتواند هم در سطح فردی و هم در سطح اجتماعی منشأ تحول باشد. زنِ گام دوم، زنی است که «خودسازی» را مقدمه «جامعهسازی» میداند و میان این دو، تقابل یا تناقضی نمیبیند.
یکی از مهمترین مصادیق این نگاه، نقش زن در تربیت نسل آینده است. نسل جوانی که قرار است بار اصلی پیشرفت علمی، فرهنگی و تمدنی کشور را بر دوش بکشد، در دامان مادران امروز پرورش مییابد. رهبر انقلاب بارها تأکید کردهاند که نقش مادر در شکلدهی به هویت، ایمان و روحیه فرزندان، نقشی بیبدیل و غیرقابل جایگزین است. مادری که آگاه، امیدوار و مسئول باشد، میتواند نسلی مقاوم، خلاق و متعهد تربیت کند.
در عین حال، زنِ گام دوم محدود به نقش خانوادگی نمیشود. امروز زنان بسیاری در عرصههای علمی، فرهنگی، آموزشی، مدیریتی و اجتماعی فعالاند و هر یک بهنوعی در ساخت آینده کشور نقش دارند. از معلمان و اساتید دانشگاه که اندیشه و مهارت را به نسل جوان منتقل میکنند، تا پژوهشگران و نخبگانی که در مرزهای دانش حرکت میکنند؛ از فعالان فرهنگی که جریانسازی فکری انجام میدهند، تا زنان کنشگر اجتماعی که در حل مسائل محلی و ملی نقشآفرینی میکنند.
مصداق روشن زنِ گام دوم را میتوان در نسل جدید زنان ایرانی دید؛ زنانی که هم تحصیلکردهاند، هم دغدغهمند، هم به خانواده اهمیت میدهند و هم نسبت به سرنوشت جامعه بیتفاوت نیستند. این نسل، محصول تجربه انقلاب اسلامی است و میتواند سرمایه راهبردی دهههای آینده کشور باشد.
در نهایت، در نگاه رهبر انقلاب، تحقق تمدن نوین اسلامی بدون حضور فعال، هویتمند و آگاه زنان ممکن نیست. زن ایرانی در گام دوم، نه در حاشیه تاریخ، بلکه در متن آینده ایستاده است؛ آیندهای که با نقشآفرینی او، میتواند به افقهای بلندتری دست یابد.
زن ایرانی؛ از بازتعریف هویت تا نقشآفرینی در آینده تمدنی
آنچه از بازخوانی منظومه فکری رهبر معظم انقلاب اسلامی درباره زن بهدست میآید، فراتر از مجموعهای از توصیههای اخلاقی یا اجتماعی است. این منظومه، یک چارچوب فکری منسجم برای تعریف هویت زن در جامعه اسلامی و ترسیم نقش او در مسیر آینده انقلاب است. در این نگاه، زن نه مسئلهای حلنشده و نه موضوعی برای منازعه دائمی، بلکه یکی از ظرفیتهای اصلی پیشرفت، ثبات و تعالی جامعه به شمار میرود.
رهبر انقلاب، با نفی الگوهای تحمیلی و ناکارآمد، بر استقلال هویتی زن مسلمان ایرانی تأکید دارند. زنی که نه مجبور است برای دیده شدن از هویت خود فاصله بگیرد و نه برای حفظ کرامت، از نقشآفرینی اجتماعی کنارهگیری کند. این نگاه، امکان جمع میان رشد فردی، حضور اجتماعی و مسئولیت خانوادگی را فراهم میکند و تصویری واقعگرایانه و قابل تحقق از زن ارائه میدهد.
تجربه چهار دهه گذشته انقلاب اسلامی نیز نشان داده است که این الگو صرفاً در حد نظریه باقی نمانده است. حضور مؤثر زنان در عرصههای علمی، فرهنگی، آموزشی و تاریخی، گواهی روشن بر قابلیت عملی این نگاه است. زنانی که در سکوت و بدون جنجال، نقشهای ماندگار ایفا کردهاند و بخش مهمی از سرمایه اجتماعی کشور را شکل دادهاند.
در افق آینده، بهویژه در چارچوب بیانیه گام دوم انقلاب، زن ایرانی یکی از بازیگران اصلی تحقق تمدن نوین اسلامی است. آیندهای که بدون مشارکت آگاهانه، مسئولانه و هویتمند زنان، قابل تصور نیست. از این منظر، «الگوی سوم زن مسلمان» نه یک شعار مقطعی، بلکه یک ضرورت راهبردی برای امروز و فردای جامعه اسلامی است.
انتهای پیام/
نظر شما